این مدت کتاب وابی سابی رو با رؤیا خوندم. جالب بود.
وابی سابی در کل یک کلمه ژاپنی هست، یعنی البته از دو تا کلمه وابی و سابی تشکیل شده:
وابی به معنی آرامش خاطر، سادگی و کاستیهای زیبایی هست
و سابی به معنی زیبایی و متانتی که بالا رفتن سن و سال یا تجربه خاصی برامون به ارمغان میاره
ولی این که بخوایم یه معنی معادل براش بگیم شاید نشه، و خود ژاپنیها هم میگن که این ابهام زبانشون رو دوست دارن.
سه تا اصل داره وابی سابی:
هیچچیز کامل نیست.
هیچچیز تمام شده نیست.
هیچچیز همیشه ماندگار نیست.
و همه کتاب داره در مورد همینا صحبت میکنه. میگه که پذیرش نقص و کامل نبودن هست که به ما اجازه میده از خودمون توقع نداشته باشیم که روی کمالی تثبیت بشیم که حتی توی طبیعت هم وجود خارجی نداره. کمال فقط در ریاضیات وجود داره.
البته رویکردی که وابی سابی در نظر داره اینه که بعد از این نقص و کاستی و ناراحتیت رو پذیرفتی، پیوسته تلاش کنی و فرض رو بر این بذاری که هیچکاری هنوز به پایان نرسیده و در نتیجه همه چیز رو باید تجربه کرد.
و میگه که ما انسانها پایداری چیزایی رو میخوایم که ذاتاً گذرا هستند. ولی پذیرش این که هیچچیزی ماندگار نیست به جای این که ناراحتت کنه، باید الهامبخش این باشه که لحظهایکه الان داری برات قشنگ باشه. و دوستش داشته باشی.
در مورد هنر در وابی سابی هم صحبت میکنه، مثلا این که پیش ژاپنیها یه فنجون که شکسته شده باشه و تعمیر شده باشه(با هنر کینتسوگی - ینی به جای این که شکستگیشو با یه متریال شبیه بهش درست کنن که مشخص باشه، با طلا پر میکنن)، میگه که این فنجون خیلی براشون خاص و ارزشمندتره، چون که یه داستان و پیشینهای به همراه خودش داره. مثل یه انسان که شکست خورده باشه اما پر از تجربهست.
+ نوشته شده در شنبه ۶ خرداد ۱۴۰۲ ساعت توسط قاشنگال