احتمالاً آخرین پست 1401!

فکر نمیکنم امسال سال خوبی بوده باشه برام، البته ناشکری نمی‌کنم. در حقیقت سال معمولی و متمایل به بدی بود برام. یک سری اتفاقا افتاد که خب ناراحتم کرد. و این آخر سال هم یک اتفاق برام افتاد که دوست ندارم درموردش اینجا بنویسم. انشاالله که حل شه.

اول امسال که کرونا گرفتیم. کل عید رو افتاده بودیم و جایی نرفتیم. بعد هم اردیبهشت دایی علی فوت کرد. بعد هم رفتم دانشگاه. عجیب بود و تنها بودم. البته مراحل آشنایی‌م داشت با یکی طی میشد. که خب کاش نمیشد. فکر کنم تنها قسمتی که از امسال دوست داشتم، سفر شیرازم بود. واقعا واقعا خوش گذشت بهم:) سمیرا آدم خوش‌سفریه. بعد هم رفتم مشهد به خاطر همون بنده خدا. بعد هم که شهریور رفتم مشهد و خب خلاصه همه اینا. دانشگاه هم عجیب گذشت برام. نمیتونم بگم خوب بود، اما بد هم نبود.

خلاصه در مورد امسال نمیدونم زیاد چی بنویسم. ولی هنوز امید دارم. امید دارم که امسال سال خوبی باشه. بیست و دو سالگی خوبی سپری بشه.

اگر هم نشد امیدوارم بمیرم. چون سن 22 سالگی رو برای مُردن دوست دارم. چیز خاصی هم ندارم که بگم به خاطر اون حتما میخوام بمونم.

امسال؟ اون مشکله حل شه و کش پیدا نکنه. بتونم ادامه بدم. آدمی رو پیدا کنم که دوستم داشته باشه و برام ارزش قائل باشه. کار پیدا کنم:( مهمتر از همه! یه درآمد هرچند کوچیک برای خودم داشته باشم. برگردم به تلاش کردن. بتونم تلاش کنم. بتونم یه سفر خوب برم. حتی یدونه و کوتاه‌مدت.

سلامتی و شادی رو برای خواهرام، مامان و بابا و دوستام میخوام. سالم باشن و دل‌شون شاد باشه. همین.