داشتم فکر می‌کردم که شاید فقط یک بار دیگه ببینمش. اون هم چون کادوی تولدش دستمه. فقط همین.

دیگه نباید برنامه بچینم برای دیدنش، خوشحال بشم و این‌ها. هرچی زودتر خودمم قبول کنم بهتره. به خاطر همین دیگه اگر مجبور شدم فقط باهاش میرم بیرون. اونم یک بار. دیگه مهم نیست برام. میدونم سخته و ناراحتی از اینکه چرا هیچ‌وقت برای تو نمیشه. حق هم داری. ولی نمیدونم چه جوابی بهت بدم. فقط زیاد ناراحت نباش. ارزش نداره. سال دیگه هم اینجا نیست. خیالت راحت. تو هم نیستی.