778
امروز هم تئاتر رفتم:) چهارمین تئاتر و توی سالن خوبی بود با تهویه مناسب ینی:) کارگردان تئاتر هم نشسته بود کنارم:))
ولی خوب بود، خوش گذشت و کلی دوستش داشتم. اسمش مرغ دریایی بود. یعنی کشتن مرغ دریایی هم بهش میگفتن.
چهقدر حال میده زندگی اینجوری:دی این یک دفعه به ذهنم رسید:))
از تئاتر برگشتم کلی با فائزه حرف زدم. دختر خوبیه. فان میگذره همهچی باهاش. به اندازه آشنایی این یک ماهه خوب بود. مثل خواهر بزرگتر هم هست واقعا:))
یکشنبه هم قراره برم سینگل رو ببینم. نمیدونم واقعا چه حسی داشته باشم. ولی مثل خرا رفتم بهش پیام دادم که اینم باید ببینی:/ البته پاک کردم اونو.
نمیدونم واقعا اصلا باید چجوری هم استرس داشته باشم:/ اه
+ نوشته شده در شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱ ساعت توسط قاشنگال
قاشنگال نه قاشق بود و نه چنگال؛ پس چی بود؟