اومدم مشهد. دیروز صبح ساعت 11 رسیدم.

بماند از اعصاب‌خوردی‌های اولش که نشستم به خاطرش فقط گریه کردم. چقدر سخته غریب بودن و تنها بودن اونم تو یه شهر دیگه.

شاید این تجربه‌ها کمک کنه بزرگ شیم.. نمیدونم! ولی خیلی دلم شکست. همون موقع که رسیدم اینجوری شد و واقعا دلم شکست.

و چقدر آدم میتونه بی پناه باشه گاهی اوقات..