وقتایی که مامان بابای کیمیا باهام صحبت میکنن رو خیلی دوست دارم. مامانش همش میگه که زندگی رو راحت بگیرین برای خودتون، چون نگاه می‌کنید می‌بینید تموم شده. عمر گذشته. میخوام از این به بعد همینجوری باشم. میخوام راحت بگیرم از این به بعد.